اخبار برگزیده

رازی که نهان خواهی با کس در میان منه

Sunday, January 01, 2017

 رازی که نهان خواهی با در میان منه

 

مقدمه

مطلبی دیدم بشرح زیر و همین بهانه ای شد برای نوشتن این مطلب

نویسنده: مریم ۱۳٩۵/۱٠/۱٢

حماقت خودم رو نباید بزارم گردن دیگران من بودم که این راز رو با دهن لقی تعریف کردم وبعد قولش رو گرفتم که بهی نگه !!!!حماقت !دفعه دومه که این بلا سرم می یاد امروز صبح با خودم تکرار کردم که من یه دهن لقم 

 

خامشی به که ضمیر دل خویش

بای گفتن و گفتن که مگو !

ای سلیم آب زسرچشمه ببند

که چو پر شد نتوان بستن جوی !

بعضی ها عادت دارند که پیش هر و ناکسی درد دل کنن .. این کار لزومی نداره . چرا باید اسرار خود را به دیگران بگویی و بعد از اونا بخوایی که اینا رو بهی نگن ؟!

جالب است بدانید که یکی از  علت های اصلی  مخفى ماندن گنج ها  در قدیم این بوده است کهانی که این گنج ها رو زیر خاک مخفی می ...  اعتماد نمی که محل آن را حتی به  که حتى به زن و  بچه‏هاى خود هم بگویند

چون  مى‏ترسیدند که راز آنها به وسیله  زن و بچه‏ اشان فاش شود و  گنج به باد فنا رود .

 

این بود که وقتی  با مرگ ناگهانی از دنیا می رفتند گاهی فرصت نمی شد که  اسرار خود را به فرزندانشان هم بگویند و این گنج و ثروت ها در زیر خاک و در خمره ها مدفون می ماند تا صدها و هزارها سال بعد کارشناسان میراث فرهنگی این گنجینه ها رو پیدا کنن ... البته اگه نصیب فرصت طلب هایی که با فلزیاب حفاری های مخفی می کنن نشده باشد

 

و شاید  جمله معروف «اُستر ذهبک و ذهابک و مذهبک‏» یعنی  : پول و  محل مسافرت و افکار و عقیده خود را آشکار نکن از هما ن دوران باقی مانده است !

گفت هر رازی نشاید باز گفت

جفت طاق آید گهی گه طاق جفت

از صفا گر دم زنی با آینه

تیره گردد زود با ما آینه

در بیان این سه کم جنبان لبت

از ذهاب و از ذهب وز مذهبت

وز سؤالش می‌نبردی غیر بو

در بیان این سه کم جنبان لبت  وز ذهاب و وز ذهب وز مذهبت یکی از شاارهای مولانا هست ….
مولانا می گه گاهی برخی درک و شعورش رو ندارن جلو هری سفره دلت  رو باز نکن

در کلیله و دمنه اومده که :

کل علماً لیس فی قرطاس ضاع .... کل سر جاوز الاثنین شاع

هر علم و مطلبی که نوشته نشود فراموش می شود و از بین می رود
و هر رازی که از بین دو نفر تجاوز کرد فاش خواهد شد .  


باید بدانید که   اگر رازت را حتی به یک نفر بگویی دیگر راز نیست .
سعدی هم همین اشتباه رو انجام داده اونجا که فرموده
رازی که نهان خواهی با در میان منه اگر چه دوست مخلص باشد که مر آن دوست را هم دوستان مخلص باشند و همچینن مسلسل ....

یعنی وقتی راز دلت را به دوستت گفتی حتی اگر دوست صمیمی و نزدیکت باشه اون راز دیگه فاش شده چون اون دوستت هم یه دوست  صمیمی و نزدیک  داره و این رشته همین طور ادامه پیدا می کنه تا همه شهر از ماجرا با خبر بشن !
و سعدی  در جایی دیگر نیز می فرماید:
مگوی انده خویش با دیگران
که لاحول گویند شادی کنان

یعنی همین اطرافیان هم که بنظ دوست میرسن و یا دشمن هستن وقتی از اندوه شما با خبر شوند در دلشان شاد می شوند .

سعدی در حکایتی نغز نقل می کنه که بازرگانی کشتی اش در دریا غرق شده بود به پسرش گفت در این مورد بای حرفی نزن

پسرش گفت چرا پدر ؟

گفت تا ضررمان  دو تا نشود : یکی نقصان مایه و دیگری شماتت همسایه

یعنی مالمون که از دست رفته ... حالا اگه در و همسایه هم از این موضوع با خبر شدن میگن خاک تو سرتون که عرضه نداشتین و کشتی اتون غرق شد و باید سرزنش و ملامت همسایه ها رو هم تحمل کنیم و ضرر ما دو تا میشه .

 

............................م.ت 12 دیماه 1395 – ممکو


رازی که نهان خواهی با کس در میان منه

رازی که نهان خواهی با کس در میان منه

رازی که نهان خواهی با کس در میان منه

 


منبع این نوشته : منبع
آخرین جستجو شده ها